ریاضیات و شعر

خرید بک لینک
ادبیات پارسی سرشار از زیبایی است و اگر از دید ریاضیات به آن بنگریم، زیباییهای آن دوچندان میشود. در این پست میخواهیم چند نمونه از این زیباییها را بیان کنیم.

1. تقارن
هر مصراع بیت زیر را که از آخر بخوانید، خودش میشود.

شـکـر بـترازوی وزارت برکــش
شو همره بلبل بلب هر مهوش

دو نمونهی دیگر:
ز نطنز آمد رخت خرد ما ز نطنز
ز نطنزم ز نطنزم ز نطنزم ز نطنز
تن ما خــاک باب کـــاخ اَمنـت
براه (به راه) مأمنت نمّام هارب

و یک نمونهی عالی در شعر زیر که اگر شعر را از انتها به ابتدا (با چشمپوشی از چند مورد خاص) بخوانیم خودش میشود.
آرام برای حور دارم یارازین شوخ مراد ما دمی مرگ روا
امشب می و کنجی همه شب همرهخوش ناز منی بلا مجو مرگ مرا
آیم بر حرب زور ای مه ناخوششو خانه میا روز بر حرب میا
آرم کَرم و جمال بینم زان شوخهر مه بشهم هیچ نگویم بشما
آور که می مدام دارم خوش نیزآرای مراد روح یا رب ما را

2. تناظر یک به یک
به روز نبرد آن یل ارجمندبه شمشیر و خنجر به گرز و کمند
برید و درید و شکست و ببستیلان را سر و سینه و پا و دست
افروختن و سوختن و جامه دریدن
پروانه ز من، شمع ز من، گل ز من آموخت

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت اندر شهریاری بر قرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام

3. ماتریسهای متقارن

از چهرهی
افروخته گل را
مشکن
افــروخته
رخ مروتو دگر به چمن
گل را تو دگر
مکن خجل
ای مه من
مشکنبه چمن
ای مه من قدر سخن






ز فراقتِ
آن دلبر من دائم بیمارم
آن دلبر
کز عشقش
با دردمبیدارم
من دائمبا دردم
بیمونس
بی یارم
بیمارمبیدارم
بی یارم غمخوارم






به جانت
نگارا
که داری
وفا
نگارا
وفا کن
به دلبی جفا
که داریبه دل
دوستی
مر مرا
وفابی جفا
مر مرا
خوش ترا






4. پارادوکس

جامهاش شولای عریانی است!

اگر گویا و پیدایی یکی خاموش پنهان شو/ خوشا خاموش گویا و خوشا پیدای پنهانی

هرگز وجود حاضر غایب شنیدهای/ من در میان جمع و دلم جای دیگر است

این قصه عجب شنو از بخت واژگون/ ما را بکشت یار به انفاس عیسوی!

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت/ با من راه نشین باده مستانه زدند!
پال اردوش...

ما را در سایت پال اردوش دنبال می‌کنید

برچسب: ریاضیات و شعر,ریاضی و شعر,رياضيات شعر,ریاضیات شعر, نویسنده: بازدید: 162 تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 21:10

صفحه بندی