متاع جوانی

خرید بک لینک
به صحرا سرود این چنین خارکنکه از کندن خار، کس خوار نیستجوانی و تدبیر و نیروت هستبدست تو، این کارها کار نیست به بیداری و هوشیاری گرای چو دیدی که بخت تو بیدار نیست چو بفروختی، از که خواهی خرید؟! متاع جوانی به بازار نیست! جوانی، گه کار و شایستگی است گه خودپسندی و پندار نیستنبایست بر خیره از پا فتاد چو جان خسته و جسم بیمار نیست همین بس که از پا نیفتادهای بس افتادگان را پرستار نیست مپیچ از ره راست، بر راه کج چو در هست، حاجت به دیوار نیست ز بازوی خود، خواه برگ و نوا تو را برگ و توشی در انبار نیستهمی دانه و خوشه خروار شد ز آغاز، هر خوشه خروار نیست قوی پنجهای، تیشه محکم بزن هنرمند مردم، سبکسار نیست زر وقت، باید به کار آزمود کزین بهترش، هیچ معیار نیست غنیمت شمر، جز حقیقت مجوی که باری است فرصت، دگر بار نیست! همی ناله کردی، ولی بی ثمر کس این نالهها را خریدار نیست! چو شب، هستی و صبحدم نیستی استشکایت ز هستی، سزاوار نیست کنند از تو در کار دل، باز پرس درین خانه، کس جز تو معمار نیست نشد جامهی عُجب، جان را قبا درین جامه، پود ار بود، تار نیست درین دکه، سود و زیان با همند کس از هر زیانی، زیانکار نیست گهی کم بدست اوفتد، گه فزون بساز، ار درم هست و دینار نیست مگوی از گرفتاری خویشتن ببین کیست آن کو گرفتار نیست به چشم بصیرت به خود در نگر تو را تا در آئینه، زنگار نیست همه کار ایام، درس است و پند دریغا که شاگرد هشیار نیست تو را بار تقدیر باید کشید کسی را رهایی از این بار نیست به دشواری ار دل شکیبا کنی ببینی که سهل است و دشوار نیست از امروز اندوه فردا مخور نهان است فردا، پدیدار نیست گر آلود انگشتهایت به خون شگفتی ز ایام خونخوار نیست چو خارند گلهای هستی تمام گل است اینکه داری به کف، خار نیست ز آزادگان، بردباری و سعی بیاموز، آموختن عار نیست هزاران ورق کرده گیتی سیاه شکایت همین چند طومار نیستتو خاطر نگهدار شو خویش راکه ایام، خاطر نگهدار نیستره زندگان است، عیبش مکنگر این راه، همواره هموار نیستپی کارهایی که گوید بروتو را با فلک، دست پیکار نیستبه جایی که بار است بر پشت مور برای تو، این بار، بسیار نیستنشاید که بیکار مانیم ماچو یک قطره و ذره بیکار نیستپروین اعتصامی پال اردوش...

ما را در سایت پال اردوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 2:49

صفحه بندی